كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

175

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

بكند ، كه او بعدا بتواند با كمك انگليسىها ، ثروتى را كه به خويرى منتقل شده بود و هم‌چنين خود دشمن را به چنگ بياورد . در نتيجهء اين عوامل ، در مدت كمى ، اين جزيره پرجمعيت‌تر از هر جزيرهء ديگر خليج فارس شده بود . بالاخره آخر ماه مه ، پس از اين‌كه مير مهنا براى استقرار در خويرى فرصت كافى يافته بود ، امير گونه خان با سپاهش به بندر ريگ نزديك شد و در اين ميان چند هزار نفر ديگر ، كه كريم خان از سپاه خودش - كه در اين موقع در كوپان بود - فرستاده بود ، به او ملحق شدند . اما هنوز كشتىهاى بوشهر براى حركت آماده نشده بودند و به اين ترتيب مير مهنا هنوز از طرف دريا ترسى نداشت ، در اين موقع تعدادى از سربازهاى مير مهنا ، كه ترجيح داده بودند به سپاه نيرومندتر بپيوندند ، از پيش او فرار كردند . چون اين اقدام مير مهنا را خيلى نااميد كرد ، دستور داد ، همهء چهارپايانى را ، كه نمىتوانست با خودش ببرد ، بكشند و يا از حيض انتفاع بيندازند . اما خانه‌ها ، يا بهتر بگويم ، كلبه‌هاى شهر او مدتها بود ، كه خالى بودند . او خودش چند شب روى آب خوابيده بود . روز اول ژوئن تمام هست و نيست مير مهنا به كشتى منتقل شد و روز دوم ژوئن مير مهنا با 17 كشتى بادى و پنج كلابيط « 1 » و تعدادى قايق به خويرى حركت كرد . مير مهنا كه چندى پيش ، در خشكى حوزه وسيعى را تحت نفوذ خود داشت ، حالا فقط اين جزيرهء خشك و باير را داشت . او براى همراهانش به اندازهء كافى آذوقه برداشته بود ، اما علوفهء چهارپايان رو به اتمام بود و اگر هلنديها اجازه نمىدادند ، كه گوسفندهاى او از خارك استفاده بكنند ، خيلى به او صدمه مىخورد . چون تقريبا تمام جزيرهء خويرى از تپه‌هاى شنى تشكيل شده بود ، كلبه‌هاى بد جزيره جمعيت جديد را از

--> ( 1 ) . كشتىهاى سابق باريك و دراز بازرگانى هلندى ، كه از آنها به جاى كشتى جنگى هم استفاده مىشده است . نگاه كنيد به مهدى روشن‌ضمير Die Zand - Dynastie , Hamburg 1970 , S . 203 .